فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
28
سلوك الملوك ( فارسى )
جائى مىخوانيم كه محتسبى در برابر خليفه يا سلطان برخاسته و بيباكانه بر او تاخته است ، بيدرنگ بايد آن دو عامل زمان و شخصيت را به ياد بياوريم و گرنه صدها محتسب ديگر نيز بودهاند كه نهتنها سلطان تره بريششان خرد نمىكرده بلكه قلندران بىسروپا هم از نهيبشان نمىهراسيدهاند ، و بگفتهء شاعر اگر محتسب خم مىشكسته ، مست هم از شكستن سر او فروگزار نمىكرده است . فضل اللّه روزبهان علاوه بر كتاب ماوردى از « احياء العلوم » غزالى نيز بسيار بهره گرفته است و اين هر دو چون خود فضل اللّه شافعى مذهب بودهاند . باز در نقل اقوال فقهاى شافعى به « انوار شافعيه » ( الانوار لعمل الابرار ) از جمال الدين اردبيلى متوفى 799 و كتابهاى روضه و منهاج و حاوى از امام يحيى بن شرف نووى متوفى 676 مراجعه كرده ، و در نقل اقوال حنفيان بيشتر به « هدايهء مرغينانى » ( برهان - الدين ابو الحسن على بن ابو بكر ) متوفى 593 و « محيط » از رضى الدين سرخسى متوفى 483 و « عنوان الافتا » ( صنوان القضا و عنوان الافتا ) از محمد بن محمد بن اسمعيل اشپورقانى متوفى 642 و « خلاصة الفتاواى » امام طاهرين احمد بخارى متوفاى 542 و « فتاواى » قاضى خان ( فخر الدين حسن بن منصور قاضيخان اوزجندى فرغانهاى ) متوفاى 572 استناد جسته است . در نقل اقوال فقها ، ظاهرا به ملاحظهء اين كه حال و اتباع او حنفى مذهب بودهاند فتاواى مختلف حنفيان و مستندات آنها را به تفصيل بيشتر ياد كرده ، و از فقه شافعى بر قول مختار قناعت ورزيده است . اشارهء كوتاه به اين نكته را لازم مىدانيم كه دو مكتب فقهى حنفى و شافعى قرنها پيش از زمان مؤلف ، اين قسمت از جهان اسلام را زير نفوذ خود درآورده بود . مردم ماوراء النهر و تركستان عموما حنفى بودند و به طور كلى در ايران از آغاز ظهور غزنويان تا زمان تأليف اين كتاب شاخهء نظامى طبقهء حاكمه يعنى سلاطين و امرا و لشكريان ، حنفى بودهاند و شاخهء ادارى يا ديوانى آن يعنى وزيران و مستوفيان و دبيران ( خواجگان ) ، بيشتر شافعى . دو مكتب مهم ديگر اهل سنت و جماعت يعنى مالكى و حنبلى را نفوذ و اعتبار چندانى در ميان مردم ايران و ماوراء النهر حاصل نشد و پيروان مذاهب ديگر مانند ظاهريه و خوارج نيز از قرنها پيش در اين نواحى تقريبا منقرض شده بودند . اما در مورد اهميت و ارزش حقيقى اين كتاب همينقدر يادآور مىشويم كه